هرم نفسهای ذهنی بی تاب

گاهی یه اتفاق هایی با هم میافتن

ربطی بهم ندارن

بجز تو یه نقطه 

که همه روح و فکر تو رو نشونه گرفتن

چند روزه نه "یه فنجون تفکر" که یه قوری بزرگ گذاشتم روی سماور در حال جوش دلم

و

فکر میکنم

خودمو غرق میکنم توی هرم گرم هر فنجون

شاید هرم نفسهای ذهنی بی تاب رو از یاد ببرم

/ 1 نظر / 3 بازدید
جنس دوم؟

اتفاق ،دردسر،بدشانسی نمیدونم هرچی میخوای اسمشو بذار اما من هم درگیرش شدم و از بس فکر کردم دیوانه شدم دیگه![اوه]