خاطره یه همسفر: قوم به حج رفته

بعضی آدمها خاص هستن

جوری که تا مدتها از یاد نمی بریشون

جوری که تا مدتها فکر میکنی اگه نصف آدمهای دنیا مثل اونا فکر میکردن دنیا بهشت می شد

چند ماه پیش با خانمی همسفر بودم

راه طولانی رو صحبت کوتاه می کرد

موضوع بحثمون تصمیماتی بود که گرفته بودیم تو زندگیمون و همه اونا رو بد میدونستن

اما خودمون ازشون راضی بودیم

ایشون تعریف می کرد که وقتی بازنشسته شده با پاداش بازنشتگیش حج تمتع اسم نوشته

چند سال بعد

با یه بنده خدا مواجه میشه که زندگیش بخاطر مشکلات شدید مالی و نداشتن خونه داشته از هم میپاشیده

آشنای دورشون بوده و بد حساب

میگفت عمداَ بد حساب نیست

نداره که بخواد پس بده

این همسفر عزیز ما تعریف می کرد که چند شب تا صبح نخوابیدم

هزارجور فکر میومد تو سرم

کعبه از یه طرف قیافه بچه های اون مرد از یه طرف

خلاصه تصمیم میگیره از یه روحانی بپرسه که "شرعا" کارش درسته

درسته که فیش حج خودشو و شوهرشو بفروشه بده خونه برای اون آقا یا نه؟

جالبه که بهش گفتن نه! درست نیست....

میگفت: مادر وقتی آدمای دور و برم محتاجن انگار که منم محتاجم پس مستطیع نیستم

و کاری رو کرد که عقلا حس میکرد برای "سلامت جامعه" اش درسته

 

نمیدونم چرا یکی از اینایی که 20 دفه 20 دفه میرن مکه کربلا نجف سوریه از این وجدانها و ازاین محتاجها دور وبرشون ندارن؟

 

/ 2 نظر / 7 بازدید
جنس دوم؟

یعنی آدم باید خیلی گذشت داشته باشه و خیلی زیاد بتونه با نفسش مبارزه کنه که چنین کاری بکنه ها! کار هرکسی نیست!من از این آدمایی که هرروز هرروز میرن سفرهای زیارتی دوروبرم فراوون دیدم!توی نزدیکانم دیدم طرف هرسال میره سفر زیارتی و کلی خرج و بریز و بپاش اونوقت دخترش برای خرید جهیزیه دچار مشکله!برای عروسی گرفتن توی تنگنای مالی قرار داره! خیلی جالبه مگه نه! بیشتر افراد میگن به ما چه مربوط؟خدابهشون بده!

فروردین

خیلیا دلشون نمیاد ازین کارا بکنن خدا خیرش بده تو نیکی می کن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز