اربعین حسینی


«مگر نه عشق تنها با اشک سخن می‌گوید؟! یک ملت، در طول یک تاریخ، در اندوه شما ضجه می‌کند. به‌جرم این عشق تازیانه‌ها خورده و قتل‌عام‌ها دیده و شکنجه‌ها چشیده و هرگز برای یک لحظه، نام شما دو تن از لبش و یادتان از خاطره‌اش و آتش بی‌تاب عشق شما از قلبش نرفته است. هر تازیانه‌ای که از دژخیمی خورده است، داغ مهد شما را بر پشت و پهلویش نقش کرده است. 


ای زینب (س)! ای زبان علی  در کام! با ملت خویش حرف بزن. 


ای زن! ای که مردانگی در رکاب تو، جوان‌مردی آموخت! زنان ملت ما اینان که نام تو آتش عشق و درد، بر جانشان می‌افکند، به تو محتاجند؛ بیش از همه وقت... تو که فریادهایی بر سر شهد قساوت و وحشت می‌کوبیدی و پایه‌های قصر جنایت و قدرت می‌لرزاندی،... برآشوب؛ تا در خویش برآشوبند و تار و پود این پرده‌های عنکبوت فریب را بدرند و... 


... و ای حسین ! با تو چه بگویم؟ 


”شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل“ و تو ای چراغ راه! ای کشتی ‌رهایی! 


ای خونی که از آن نقطه‌ی صحرا، جاودان می‌طپی و می‌جوشی و در بستر زمان جاری هستی، و بر همه نسل‌ها می‌گذری، و هر زمین حاصل‌خیزی را سیراب می‌کنی، و هر بذر شایسته را در زیر خاک می‌شکافی و می‌شکوفانی، و هر نهال نشسته‌ای را به برگ و بار حیات و خرمی می‌نشانی! 


ای آموزگار بزرگ شهادت! برقی را از آن نور بر این شبستان سیاه و نومید ما بیفکن. قطره‌ای از آن خون را در بستر خشکیده و نیم‌مرده‌ ما جاری‌ساز، و تفی از آتش آن صحرای آتش‌خیز را به این زمستان سرد و فسرده ما ببخش. 


ای که ” مرگ سرخ “ را برگزیدی تا عاشقانت را از ” مرگ سیاه “ برهانی، تا با هر قطره‌ خونت، ملتی را حیات بخشی و تاریخ را به طپش آری و کالبد مرده و فسرده عصری را گرم کنی و بدان جوشش و خروش زندگی و عشق و امید دهی! ایمان ما، ملت‌ ما، تاریح فردای ما، کالبد زمان ‌ما، به تو و خون تو محتاج است.» 


دکتر علی شریعتی

/ 2 نظر / 7 بازدید
جنس دوم؟

آنانکه رفتند کاری حسینی کردند آنانکه ماندند کاری زینبی کنند!

جنس دوم؟

چقدر شریعتی حسین رو زینب رو زیبا توصیف میکنه! آدم لذت می بره! در جایی دیگه هم نقدی داره بر دیدگاه مردم به زینب! و میگه مردم فرانسه برای دختری به اسم ژاندارک چقدر ارزش قائلند و او را سمبل رشادت و شهامت میدانند و الگوی آنهاست اما زینب برای مردم ما ستمدیده ای است که باید بر او نوحه خواند!