چرا عاشقم بود؟

در ادامه مطالعات و نت برداری هام یه چیز دیگه فهمیدم:

من چندتایی خواستگار داشتم. اما نه از نوع خواستگارای معمولی. نه! از این عاشقای شیدا

مامانم که فکر میکرد دیوونه ان. میگفت: اگه دیوونه نبودن که از تو خوششون نمیومد

راستش برای دخترای دیگه هم عجیب بود. من یه دختر معمولی بودم که حتی به نظر بعضیاشون استحقاق این همه عشق رو نداشتم!!!

حالا فهمیدم چرا!!!!

من یه چیزی تو رفتارم هست. یه مقاومت در پذیرش سریع آدمها. همیشه وقت نیاز دارم تا کسی رو بپذیرم. نه اینکه ادم اجتماعی نیستم. نه اتفاقا برعکس.کاملا اجتماعیم اما وقتی کسی به نیت اشنایی جلو میومد من عقب میرفتم. یه جور فاصله، که محکم هم پای حفظ کردن این فاصله میموندم و این باعث تحریک مردا برای نزدیک شدن بهم میشد.

من ناخواسته جنگندگی اونا رو تحریک میکردم. و خب این جنگندگی اغلب به خشونت ختم میشد و داد وبیدادهای عاشقانه !!!!!!!!

من واقعا منظورم آزار کسی نبود اما خب بخوبی اینکارو انجام دادم بــــــــــــــــــارها

 

/ 0 نظر / 5 بازدید