دزد شادی آفرین

یه روز صبح که رفتم سرکار خــــــــــــــیلی خوشحال بودم

یکی از کارگرا اومد سراغم که خیره سرصبحی چرا اینقد خوشحالی

زدم زیر خنده و گفتم دزد زده به ساختمونمون

با چشای گشاد نگام میکرد

گفت حالا کجاش خنده داره؟

گفتم دزدیش.... موقع دزدی یکی از همسایه ها سر رسیده اونم با عجله یه تیکه شنگ پلاستیکی زده زیر بغلشو رفته...همسایه از همه جا بیخبر ترسیده زنگ زده 110...حالا تصور کنید مامو 110 اومده لیست اشیا به سرقت رفته رو بنویسه...همسایه ها نگاه هم میکردن و نیشخند میزدن

حدود 6-7 بار اومد و هربار کلی روحیه همسایه ها عوض شد...اگه یه شو طنز می رفتیم دور هم اینقدر نمیخندیدم

 

حالا دیروز صبح باز اومده...اینبار واسمون جنس اورده...وقتی مچ دزدا رو گرفتن در رفتن و یه کیسه پر از اموال سرقتی بجا گذاشته و رفته

یه آسیاب برقی، ریش تراش، مورز، مسواک قهقههو دی وی دی پلیر دوتا شیشه ادکلن نصفه چندتا قوطی خالی، یه کیسه برزنتی و....

 

تا نزدیک یک شب توی پارکینگ گفتیم و خندیدم و هرکس ادعا میکرد که یکی از چیزای توی کیسه مال اونه...فقط نفهمیدیم مسواک مال کیه؟؟

/ 0 نظر / 9 بازدید