قرآن من شرمنده ی تو ام...

قرآن

 من شرمنده ی تو ام

 اگر از تو آواز مرگی ساخته ام

که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود

همه از هم می پرسند:چه کس مرده است؟

چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا تو را

برای مردگان ما نازل کرده است

 

قرآن

من شرمنده ی توام

اگر تو را از یک نسخه ی عملی به یک

افسانه ی موزه نشین مبل کرده ام

یکی ذوق می کند که تو را بر روی برنج نوشته

یکی ذوق می کند که تو را با طلا نوشته

یکی به خود می بالد که تو را در کوچکترین قطع ممکن منتشر کرده و . . .

آیا واقعا خدا تو را فرستاده تا موزه سازی کنیم؟

 

قرآن

من شرمنده ی تو ام

اگر حتی آنان که تو را می خوانند و تو را می شنوند

آنچنان به پایت مینشینند که خلایق

به پای موسیقی های روز مره می نشیند.

اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند

مستمعین فریاد میزنند : احسنت..

گویی مسابقه ی نفس است…

 

قرآن

من شرمنده ی تو ام

اگر به یک فستیوال مبدل شده ای

حفظ کردن تو با شماره ی صفحه

خواندن تو از آخر به اول

یک معرفت است یا یک رکورد گیری..؟

ای کاش آنان که تو را حفظ کرده اند حفظ کنی

تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نکند

خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو.

آنان که وقتی تو را می خوانند چنان حظ میکنند

گویی که قرآن  همین الان به ایشان نازل شده است.

آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که

به صلیب جهالت کشیده ایم.

قرآن را سال هاست که به آتش کشیده ایم .


"معلم شهید علی شریعتی"

/ 1 نظر / 8 بازدید
جنس دوم

قرآن برای ما بیشتر یک کتاب تزئینی هست! متاسفانه!